أبو الحسن الشعراني
207
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
علّامه شعرانى : ايمان همان تصديق به قلب است ، اقرار به زبان علامت اوست و عمل ، اثر و نتيجهء آن ، و هيچيك جزء ايمان نيست به اجماع شيعه . و در حق اليقين « 1 » و بعضى كتب ديگر چيز ديگر گفتهاند ، مقصودشان تفسير الفاظ حديث است نه تحقيق اقوال و بيان قول حقّ و بههرحال ، مخالفت مرحوم مجلسى و بعضى محدّثان ديگر را مضرّ به اجماع شيعه نتوان دانست . « 2 » بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى . « 3 » مؤلف : و عروه انكلك باشد كه گوى گريبان در او افتد . علّامه شعرانى : انكلك مصغر انكل يا انكله است و آن را در زمان ما مادگى گويند كه گويچه يعنى تكمه را در آن اندازند و خاقانى « 4 » در وصف خاتم انبيا صلّى اللّه عليه و آله گويد : در جيب كمال آن مقدّس * گوى انكله است چرخ اطلس « 5 » إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ . « 6 » مؤلف : زنده مىگرداند و از عدم به وجود مىآورد و مىميراند و از منزل بقابه باديهء فنا مىبرد ، به اين وجه كه خلق حيات و موت مىكند در اجساد . علّامه شعرانى : يكى از ادلّهء اثبات خداوند - تبارك و تعالى - وجود حيات است در حيوان و انسان ، چون گوشت و پوست ، به اندك مدّت گنديده مىشوند و فاسد مىگردند ، چون روح باشد ، ساليان دراز مىماند . اگر جان تابع جسم باشد ، مانع فساد گوشت نمىباشد ، بلكه خود به فساد بدن نابود مىگردد ، چنانكه حرارت و روشنايى
--> ( 1 ) . حقّ اليقين ، ص 535 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 330 . ( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 256 . ( 4 ) . ديوان خاقانى ، در نعت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله . ( 5 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 330 . ( 6 ) . بقره ( 2 ) آيهء 258 .